امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

جشن تولد عزيزدلم

سلااام پسر نازم امسال اولين ساليه كه مهد كودك ميري، هم خودت و هم خودم خيلي دوست داشتيم كه يه جشن كوچيك تو مهد برات بگيرم كه با دوستات شادي كني و بهت خوش بگذره. مامان جون هم زحمت كشيد اومد تو جشن تولدت تو مهد شركت كرد تا خوشحاليت دوچندان بشه. الهي كه هميشه شاد باشي عزيزمممم (روز چهارشنبه به تاريخ بيستم ارديبهشت 96)   جشن تولد اصليت رو هم دو روز بعد تو خونه گرفتيم كه مامان جون باباجون، خاله من و شوهرخاله و پسرخاله هام زحمت كشيدن اومدن تا تو رو خوشحال كنن. اينم عكساي تولد رنگين كماني كه با كلييييي عشق برات گرفتم چون فقط و فقط خوشحالي تو برام مهمه عزيز دلم   ...
22 ارديبهشت 1396

تولد سه سالگي اميرصدرا جون

سلاااام ماماني الهي فدات بشم كه تو انقدر زود بزرگ شدي سه ساله من، درسته كه همه روزهاي اين سه سال به مراقبت از تو و نگراني براي تو گذشت اما يه دنياااا لذت برام داشت، تك تك ثانيه هاي اين سه سال رو با دنيا عوض نميكنم ... با تو گريه كردم، با تو خنديدم، با تو كلمه به كلمه صحبت كردن رو ياد گرفتم ... از جمله هاي دو كلمه ايت گرفته تااا حرفهاي قلمبه سلمبه اي كه اين روزا زياد ميگي ... قدم به قدم راه رفتنت منو به آسمونا برد، خنده هاي از ته دلت منو غرق خوشي كرد و مريضي ها و ناراحتي هات همه غم هاي دنيا رو تو دلم نشوند. امروز بيستم ارديهشت 96، قشنگ ترين تاريخي كه تقويمم به خودش ديده، آرزو ميكنم تا هميشههههه سلامت و شاد باشي، آرزو ميكنم قدم به قدم پله ه...
20 ارديبهشت 1396

عكاسي سه سالگي نفسم

سلاااام عزيزدلم از وقتي به دنيا اومدي هر دوماه ميرفتيم آتليه تا تغييرات اون دوماه رو در قالب كلي عكس خوشگل به يادگار ثبت كنيم. از اونجايي كه هر چي بزرگتر ميشي تغييرات كندتر هستش كم كم دو ماه تبديل به چهار ماه و شش ماه شده ... اما با خودم قرار گذاشتم تا هميشه روز تولدت حتما ببرمت براي عكاسي انشاالله  اين عكساي خوشگل هم مربوط به ارديبهشت 96 و به مناسبت سه سالگيت هستن كه يه عموي مهربون توي باغ ايراني ازت انداخته، همين جا هم ازشون تشكر ميكنم بابت اينهمه وقت و حوصله اي كه برات گذاشتن تعداد عكسا خيلي زياده من فقط چندتاشو اينجا ميذارم برات زندگي مامان ...
15 ارديبهشت 1396
1